اولین رودخانه
چند وقت پیش تصمیم گرفتیم با دایی و خاله اینا بریم پیک نیک اونم فشم کنار رودخانه اولین تجربه تو بود تا حالا رودخانه ندیده بودی و خیلی هوا خوب بود و تو هم بسیار خوشت ا ومد در این گردش دسته جمعی دایی و زندایی و خاله و عمو مهدی و مهسا و یاسمن و بردیا و بابا حسین کنارمون بودند هلیا و مهدی نبودند و صد البته جاشون خیلی خالی بود . این چند تا عکس هم برات میزارم از اولین تجربه های رودخانه ایی اینجا کنار بردیا خوشجل ومهربون نشستی که همیشه مثل مردا ازت مراقبت میکنه خیلی مهربونه بردیا داشت از شدت سرمای آب یخ میزد ولی حاضر نبود بیاد بیرون و جالب اینه که تو اصلا تمایل نداشتی بری توی آب یا بخوای امتحان کنی ! حتی سنگ ب...
نویسنده :
مامان عاطفه
13:40












